نشست کتابخوان کتابخانه ای در کتابخانه شهدای لواسانات

ساخت وبلاگ
چکیده : نشست کتابخوان در کتابخانه عمومی شهدای لواسانات برگزار شد.   به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های ... با عنوان : نشست کتابخوان کتابخانه ای در کتابخانه شهدای لواسانات بخوانید :

نشست کتابخوان در کتابخانه عمومی شهدای لواسانات برگزار شد.

 

به گزارش روابط عمومی اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان شمیرانات، نشست کتابخوان کتابخانه عمومی شهدای لواسانات در روز دوشنبه مورخ 19 شهریور ماه 1396 ساعت 10 الی 12 با حضور علاقمندان و معرفی کتاب‌های مربوطه برگزار گردید. در این نشست 7 نفر از اعضا به معرفی کتاب‌های منتخب‌شان پرداختند.

 

 

کتاب‌های خوانده شده در این بخش، عبارتند از:

کتاب: روزی که رفتیم سفر، نویسنده:فانی جولی، معرفی‌کننده: اعظم احمدی

اين داستان مصور و رنگي که براي گروه سني "ب" و "ج" فراهم آمده، درباره دختري است به نام "گودون" که بردارد کوچولويي به نام "استون" دارد. آن‌ها قرار است براي تعطيلات به ساحل دريا بروند. اما در راه بندان گرفتار مي‌شوند. اين در حالي است که گاستون گريه و زاري مي‌کند و باعث ناراحتي بقيه مي‌شود. اما پس از مدتي گاستون به کمک گودون آرام مي‌گيرد و راه بندان نيز تمام مي‌شود. بدين ترتيب آن‌ها با خوشحالي به تعطيلات مي‌روند.

 

کتاب: باد فوت فوتی، نویسنده: سرورکتبی، معرفی‌کننده: تارارفعتی

 ماه گفت: آخ سرم! قيلي ويلي خورد و افتاد روي ابرهاي پنبه‌اي! بابو...بابو...بابو...يک آمبولانس ابري از راه رسيد. ماه را به بيمارستان ابري برد. دکترهاي ابري به ماه سرم وصل کردند. به او آمپول زدند، ستاره‌ها پشت در بيمارستان جمع شدند...

 

کتاب: 12 قصه تصویری از زندگی خواجه نصیرالدین طوسی، نویسنده: مژگان شیخی، معرفی‌کننده: میترا خلیلی

خواجه نصیرالدین طوسی یکی از سرشناس‌ترین شخصیت‌های تاریخ جریان های فکری اسلامی است. خواجه بعد از اتمام تحصیلات‌اش در نیشابور به عنوان دانشمندی برجسته آوازه یافت. وی سنت فلسفه ی مشایی را که پس از ابن‌سینا در ایران رو به افول نهاده بود، بار دیگر احیا کرد. بازگویی قصه‌هایی از زندگی این بزرگان به زبان ساده برای کودکان، آن‌ها را با راز و رمز موفقیت انسان های بزرگ آشنا خواهد کرد.

 

کتاب: من و یک گلدان خالی، نویسنده: مرجان فولادوند، معرفی‌کننده: یاسمن قاسم‌زاده           

از روی جلد کتاب، روزنی باز شده که در آن یک جعبه ی گرد قرص‌های قلب مادر بزرگ دیده می‍‌شود. او برای دخترک راوی کتاب، تخم‌های گل و گیاه گذاشته است. دخترک در این فکر است که با این تخم‌ها چه کند؟

"این تخم‌های قرمز ریز تربچه اند. اگر آن‌ها را بکارم توی کیفم، هر روز زنگ تفریح نان و پنیر و تربچه می‌خورم."

"این تخم‌های سیاه کوچک نیلوفرند. فقط فکرش را بکن که آدم چند تا از این‌ها را توی جیب لباسش کاشته باشد."

دخترک برای تخم های گل و گیاه مادربزرگ رویاها در سر می‌پروراند.

تا این که ....  زیبایی این رویاها که نشان از تخیل قوی و کودکانه ی دخترک دارند، با تصویرهای زیبا و رنگارنگ و خلاقانه دو چندان شده‌اند.

این کتاب، افزون بر آشنا کردن کودکان با گل و گیاه و زیبایی های طبیعت، افزایش شناخت آن‌ها از محیط زیست و توجه دادن شان به پاسداری از زیبایی‌های آن، به تحکیم و گسترش روابط کودکان و سالمندان کمک می‌کند و با گذاشتن تخم گل ها در درون کتاب، علاقه و توجه شان را به کاشتن گل و گیاه و هنر لذت بخش و دلنشین باغبانی برمی انگیزد.

 

کتاب: نامه‌های فلیکس، نویسنده: آنت لنگن، معرفی‌کننده: رومینا جلیلیان

وقتی سوفی از تعطیلات بر می گردد، توی فرودگاه اتفاق بدی می‌افتد. فلیکس، خرگوش عروسکی و بامزه ی سوفی، گم می‌شود. مدتی بعد، از لندن برای سوفی نامه ای می‌رسد – نامه‌ای از طرف فلیکس!
و این اولین نامه ای است که خرگوش عروسکی سوفی از سفر دور دنیا برای او می‌فرستد. روزهای بعد خرگوش کوچولو نامه‌های دیگری از جاهای مختلف دنیا می‌فرستد. توی این نامه‌ها، او اطلاعات زیادی درباره ی سرزمین‌ها و مردمی که دیده، می‌دهد.
می‌توانید این نامه‌های واقعی را توی این کتاب بخوانید و یک نگاهی توی چمدان فلیکس بیندازید تا ببینید برای سوفی سوغاتی چی آورده است؟

در هر بخش کتاب، یک نامه پلمپ شده وجود دارد که کودک شما می‌تواند آن‌را باز کرده و بخواند.

 

کتاب: قدرت اسرار آمیز، نویسنده: ایان وای برو، معرفی کننده: هستی حیدری

در این رمان کسی بلیک  16 ساله دختری زیبا و خجالتیه که به همراه مادرش به زادگاهش ، شهر نیو سلیم بر می‌گرده و در مدرسه جدیدش متوجه کلوبی اسرارآمیز می‌شه، کلوبی که بعدها معلوم میشه همه افرادش جادوگرند و از بخت بد، فی چمبرلین یکی از اعضای کلوب با کسی دشمن می‌شه و روزگار کسی رو سیاه می‌کنه تا این‌که …

 

کتاب: مهمان‌های ناخوانده، نویسنده: طاهره خلیلی کسمایی، معرفی‌کننده: محمدرضا نمازی 

"پیرزن مهربانی در كلبه‌ی كوچكی زندگی می‌كند. یك شب آسمان ابری می‌شود و باران تندی می‌بارد. پیرزن خسته از كار روزانه زمانی كه می‌خواهد بخوابد صدای در را می‌شنود. در را باز می‌كند و با گنجشك كوچكی روبه‌رو می‌شود. گنجشك از او می‌خواهد كه اجازه دهد شب را در آن‌جا بماند. پیرزن مهربان دلش به حال گنجشك می‌سوزد و او را با خود به درون كلبه می‌برد. اما وقتی می‌خواهد بخوابد باز صدای در را می‌شنود. این‌بار با خانم مرغه روبه‌رو می‌شود و او را نیز به درون كلبه راه می‌دهد. به همین ترتیب به الاغ و سگ هم اجازه می‌دهد شب را در كلبه بمانند. هنگام صبح باران بند می‌آید. اما هریك از آن‌ها از پیرزن می‌خواهند كه برای همیشه نزد او بمانند. پیرزن كه بسیار مهربان است اجازه می‌دهد. و آن‌ها سال‌های سال با مهربانی و خوبی و خوشی در كنار یك‌دیگر زندگی می‌كنند."

 

 

 

برگزاری جمع‌خوانی و بلند‌خوانی کتاب زندگی به سبک روح ا... در کتابخانه شهدای نیکنام‌دهکتابخوان,کتابخانه,کتابخانه,شهدای,لواسانات,...
ما را در سایت برگزاری جمع‌خوانی و بلند‌خوانی کتاب زندگی به سبک روح ا... در کتابخانه شهدای نیکنام‌ده دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 19:57